زنگی نامه ابوالقاسم خان بختیار

          ابوالقاسم خان بختیار ، فرزند لطفعلی خان امیر مفخم  و نوهء اما قلی خان حاج ایلخانی است که امام قلی خان در اواخر حکومت  ناصرالدین شاه بعد از مرگ برادرش حسین قلی خان، ایلخانی بختیاری گردید. سپس فرزندش امیر مفخم که در دوران مشروطه در دربار قاجار بود، بعد از محاصره تهران به انقلابیون و سردار اسعد می پیوندد که تا آخر عمر جزء شخصیتهای مقتدر بختیاری بوده است. بعد از مرگ امیر مفخم پسرش ابوالقاسم خان که در رابطه با سروان علوی و از طرفداران آلمان بود، به دلیل فعالیتهای سیاسی، در تهران به حالت تبعید و ممنوع الخروج شد.

        با حمله متفقین و سقوط رضا شاه ، ابوالقاسم خان همراه هشت نفر دیگر در دو اتومبیل مخفیانه از تهران خارج شدند. از جمله افراد همراه او سروان علوی و عبدالله خان ضرغام پور، ایلخانی بویراحمد و کهگیلویه بودند که بعد از خروج از اصفهان مورد تعقیب چند کامیون نیروی نظامی قرار گرفتند و در نزدیکی سمیرم نیروی نظامی با آنها در گیر شدند و تلفاتی دادند. ابوالقاسم خان و عبدالله خان بعد از پراکنده کردن نیروهای نظامی، - هر دو- ابوالقاسم خان ار زاه چلگرد و عبدالله خان از راه سی سخت رهسپار مناطق خود شدند.

 

       با آمدن ابوالقاسم خان به سرزمین بختیاری و اعلام بسیج نیروهای عشایر،تعداد بسیاری از طوایف بختیاری که از ظلم حکومت رضا شاه به ستوه آمده بودند به او پیوستند.

 

      نیروهای نظامی در دوران رضا شاه بعد از سالهای 1308 و شکست بختیاریها در سفید دشت و دهکرد و قتل عام رهبران آنها در سالهای 1313و1312 چون علی مردان خان و خان بابا اسعد و سردار فاتح و سردار اقبال بر بخشهای مهم بختیاری مسلط شده و باعث ظلم و ستم بسیار به عشایر گردیده بودند. همچنین برنامه هایی چون تحت قاپو خلع سلاح و غارت اموال مردم،باعث شده بود که بختیاری ها به ستوه بیایند به همین جهت با اولین اقدام ابوالقاسم خان ،از او پشتیبانی کرده و برای مقابله با نیروهای نظامی آماده گردیدند و ضربات سهمگین به آنان زدند که مهمترین آن جنگ    می داوود (می دِویت) به فرماندهی علی عسگر خان بود.

 

     در سال 1325 با تسلط حزب دموکرات در آذربایجان، ابوالقاسم خان به همراهی ناصر خان قشقایی  جریان نهضت جنوب را تشکیل دادند. ولی مدتی بعد با وساطت تیمور بختیار و امرای ارتش و بردن قرآن و قسم نامه از طرف شاه ، ابوالقاسم خان تسلیم و به تهران منتقل شد و در سال 1334   به طرز مشکوکی مسموم و کشته شد. این قضایا را شعرا و مردم در قالب شعر سروده اند:

 

 

 

شاد اٌ وی آقا اَبُل جومِه گرامی   تا صد سال دال بخٌره لاشه نظامی

 

معنی: ابوالقاسم خان با لباس برازنده اش به شادی آمد. او آنقدر نظامی کشته است که تا صد سال دیگر که کرکسها بخواهند گوشت آنها را بخورند باز هم گوشت برای خوردن دارند.

 

سر لشکر رحمانی گُ بیو بکنیم صُل   رومِزمُ بِت اِدُم تا قلعه تــُل

 

معنی: سرلشکر رحمانی گفت بیا آشتی کنیم تا از رامهرمز تا قلعه تل را در اختیار تو بگذارم.

 

پاسخ ابوالقاسم خان را در قالب شعر چنین نوشته اند:

 

گر شیرازِ وَنی رِیس بِت نیکُنم صل   ایبینی جنگ اِکُنم برنَو سرِمُل

 

معنی: اگر شیراز را هم به آن اضافه کنی با تو صلح نخواهم کرد. می بینی که جنگ می کنم و تفنگ برنو روی شانه دارم.

 

شعرا اشعار حماسی ابوالقاسم خان را در قالب شعر چنین سروده اند:

 

شاد اُوی آقا اَبُل جومه گرامی   تا صد سال دال بخرُه لاشه نظامی

 

معنی:.ابوالقاسم خان با لباس برازنده اش به شادی آمد. او آنقدر نظامی کشته است که تا صد سال دیگر که کرکسها بخواهند گوشت آنها را بخورند باز هم گوشت برای خوردن دارند.

 

رَضی خان بابادی دَستُم وِ شالت   لاشم وا خُت مَبَر برنو حلالت

 

معنی:ای رضی خان بابادی دست من به شال تو (التماس می کند) لاشه مرا با خودت نَبَر،برنو من بر تو حلال باشد.

 

قاغذی بنویسُم و بی ستاره    زر بده فشنگ بخر جنگ وَس دُواره

 

معنی: نامه ای به بی بی ستاره می نویسم: طلا هایت را بفروش و فشنگ بخر که دوباره جنگ شروع شده.

 

چار بالون چار طیّاره چار تَنگ زِ دُولت    پیشواز اَبُل اُوی  ناصِرَ صُولََت

 

کلمۀ "خدادونا" یعنی خدا می داند نوعی اضافه شعری است در زبان بختیاری که در فونتیک اشعار جای درست آن را نوشته ایم.

 

معنی: چهار تا بالن چهار تا هواپیما چهار تنگه از دولت در کمین آقا ابوالقاسم است. ناصر صولت به پیشواز ابوالقاسم آمد.

 

دُکََلا بال هوا بالا تنیده     کی دیده تیله زنی پلا بُریده

 

معنی: دو تا کلاغ (هواپیما ها به کلاغ تشبیه شده اند)هوا بالهای خودشان را تکه تکه کردند چه کسی تا حالا دیده زن جوانی موهای خودش را از ناراحتی ببرد. 

 

قاغذی بنویسُم  تا تخت تهرون     نظامی جنگ ایکونه  واتیل شیرون

 

معنی: نامه ای به پایتخت می نویسم که بدانید نظامی های شما با سپاهان شیر (یا با فرزندان شیر) جنگ می کنند.

 

قاغذی بنویسُم تی داک پیرُم     زر بده دوا بخر سی زَخمِ  تیرُم

 

معنی: نامه ای می نویسم به مادر پیرم که طلا هایت را بفروش و دوا بخر برای زخمی که بر اثر اصابت  تیر برداشته ام.

 

قاغذی بنویسُم تی بی عظیمَه    زر بده  فشنگ بخر جنگ وَس وِ دیمه

 

معنی: نامه ای می نیسم به بی بی عظیمه که طلا هایت را بفروش و فشنگ بخر که در دیمه  جنگ شده است.

 

اُسُکه وِ  بیرِگُـن  شَو خین  اِزیدُم    تیر وَندم سرهنگ تموم  دُکتر زیدُم

 

معنی: همان موقعی که در منطقه بیرگون شبیخون می زدیم تیر به یک سرهنگ تمام زدم و دکتری را هم مجروح کردم.

 

شاد اُوِی آقا اَبُل سگار کِرِلَو    بختیاری زنده کِرد و پوزِ بِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِـرنو

 

معنی: خوش آمدی اقا ابول با سیگاری که کنار لب داری چون از تو بختیاری زنده شد با تفنگ برنو.

 

ما بین هر بیت از اشعار بالا این مصرع را می خوانند:

 

مَر جنگِ مشذ جنگِ خدا دونا جنگِ تُـفَنگِ

 

بنا به روایت، طبق دعوتی که ابوالقاسم خان بعمل آمد وی در نزدیکی تهران توسط عاملین شاه ترور شد و شاعران با ذوق آن زمان این چنین سرودند:

 

چار بالون چار طیّاره چار تا زره پوش    مُ گُدُم تهرون مَرو بُم نگره گوش

 

معنی: چهار هواپیمای جنگی و چهار زره پوش به قصد کشتن ابوالقاسم خان در حرکت بودند. ما هم هر چه از ابوالقاسم خان خواستیم که به تهران نرود ،حرف ما را گوش نداد.

 

 

 

/ 0 نظر / 10 بازدید