اصطلاحات وضرب المثل های بختیاری ,

ضربالمثل های بختیاری:

• تی ته نو= سنگی صاف و پهن را بر روی آب پرتاب کردن و شاهد جستن آن روی آب بودن.
• تی ته نو بازی= بازی درآوردن – دست به سر کردن.
• او واوید= آب شد- کنایه از شرمساری  و خجالت کشیدن
... • اوش کرد= آبش کرد – کنایه از فروختن – حل کردن
• او رهد سر تشش = آب ریخت روی آتشش- کنایه از خاموش کردن و سرد کردن کسی
• رهدن مین او= ریختن داخل آب – کنایه از تلف کردن – شکست دادن ، افرادی را به آب ریختن و نابود کردن.
• برو مر بنه او سرد= برو دهان به آب سرد بگذار و سیر آب سرد بخور – سر کشیدن آب سرد– کنایه از بی خیال شدن ، آسوده خاطر گشتن
• او سرد مین سرش رهدن= آب سرد روی سر کسی ریختن. کنایه از نامید کردن ، مایوس نمودن
• یک مشک او رهدن مین سرش= یک مشک آب ریختن روی سرش- نامید کردن ، دلسرد نمودن.
• او کرد زیر پاش- آب کرد زیر پاش – کنایه فراری دادن – دور کردن ، عجله کردن.
• او کرد مین سرمون= آب کرد داخل سرمان – کنایه از تعجیل کردن ،در تنگنا قرار دادن و اصرار بر انجام کاری
• او ریختن پشت پا= آب ریختن پشت پای مسافر کنایه از آرزوی بازگشت سریع توام با سلامتی
• او مین دستت بنه گل بیو= آب توی دستت هست بگذار و بیا – کنایه در تعجیل در انجام کاری، با اهمیت نشان دادن احضار کسی
• بدون اجازه او هم نی خوره= بدون اجازه آب هم نمی خورد- کنایه از اطاعت و فرمانبرداری محض.
• اونه بست سرمون= آب را سرمان بست – کنایه از بیرحمی و خباثت.
• او وهش چیره= آب ازش می بارد و می چکد کنایه از خیس بودن و عرق زیاد کردن.
• او وش تک نی کنه= آب ازش چکه نمی کند – کنایه از خسیس بودن  ، نم پس ندادن
• نم پس نی ده = نم پس نمی دهد – کنایه از بخل ورزیدن ، تو داربودن
• او به ریس نید= آب به صورتش نیست- کنایه از رنگ پریدن ، بی رمق شدن
• یو هم سر گایل او برده= این هم سر گاوهایی که آب و سیل برد.- کنایه از آب که از سر گذشت چه یک وجب چه صد وجب ، بی خیال شدن.
• او بورت= آب ببرد تو را – نفرین است.
• او مین گلی نگرد= آب در گلو نکرد – کنایه از گرسنه ماندن و غذا نخوردن.
• او هم نامون= آب هم به ما نداد- کنایه از تحویل نگرفتن و پذیرایی نکردن و بخل ورزیدن.
• خرد و یه پاله او هم کرد پشتس= خورد و یک کاسه آب هم پشتش سرکشید – کنایه از مال مردم خوردن و بی خیال و بدون دغدغه بودن.
• ای بره سر او تشنی درتون ایده= می بره سر آب ، تشنه برمی گرداند – کنایه از رندی و دغل بازی
• او بهار نی خوره= آب بهار نمی خورد – کنایه از کوتاه بودن عمر و فرصت که به بهار نمی رسد.
• او وه کوچیرتره= آب از کوچک است.
• تا او هد تیمم باطله= تا آب هست تیمم باطل است.
• او سر بالا نی رهه= آب سر بالا نمی رود- کنایه از کسی که نمی تواند خلاف عادت و عرف عمل کند.
• او سر رو خوس ایره=  آب به دنبال مسیر  خودش و راهی که می تواند جریان پیدا می کند می رود. کنایه از پسر کو ندارد نشان از پدر
• اومون می یه جو نی ره = آبمان توی یک جو نمی رود – کنایه از اینکه با کسی امکان رفاقت و دوستی نداشتن
• یه او باریکه ای رسه= آب باریکه ای می رسد کنایه از داشتن رزق و روزی اندک ولی دائمی
• اوجدون- آپژدان =بختیارى به زمین هاى افتاده وآبگیر «آبژدان» میگویند
• اوزا= مکانی که نشان از وجود آب و سفره های زیر زمینی آب دارد.
• اوچندار= مکانی که آب و درخت چنار کنار هم قرار دارند. از قدیم الایام این مکان در بین ایرانیان مقدس بوده است.
• گوراو= جایی که آب چشمه در زمین فرو می رود. مرداب های کوچک پایین دست چشمه
ادامه ...
/ 0 نظر / 78 بازدید